عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
269
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
بتوانند خودشان را حفظ كنند . و ماليات آنجا جمع حاجى مولى داد خان پرّى است . مند - دشت 511 بالجمله از پيشين بهطرف جنوب دو فرسخ كه بگذرى در طرف مشرق خاك مند و در محاذات جنوب خاك دشت و هردو متعلق به انگليس [ است ] و درواقع چاهى كه در آن نقطهء دو فرسخى واقع و موسوم به چاه جنگى خان است حدّ و سدّ خاك پيشين و دشت است . و همچنين [ در ] آن نقطه از خاك پيشين كه به مند اتصال [ 306 ] يافته نيز چاهى حفر كردهاند و معلوم نيست اين فقره عمدى يا اتفاقى بوده است و آن را چاه مندابى « 1 » مىگويند و تقريبا پنج فرسنگ از پيشين دور است . از رعيّت مند و دشت به خاك پيشين مراوده و دادوستد مىكنند و هكذا گوسفند و حشم خود را نيز به آن حدود آورده گاهگاهى مرتع قرار مىدهند و از اين طرف هم به آنجا مراوده و آمد و شد دارند . ليكن هرگز دزدى فوق العاده و شرارت عمده نشده است . مكرانات 512 و از پيشين تا دشت كه متّصل به خاك فارس است و به خطّ غربى به آنجا مىرسد محال مفصّله در حوالى درياست موافق تفصيل ذيل . تماما را مكرانات مىنامند : خود پيشين - سرباز - بندر گواتر - باهه معروف به باهوكلات - قصر قند و توابع - چابهار - گه - بنت - ايجان - خود دشت الى ملكابى چده . و هواى اين محال چنان كه در محلّ خود مفصلا ذكر شده است گرم [ است ] و غالب رطوبت هوائى و زمينى هم روى هم رفته دارد . [ 307 ]
--> ( 1 ) - سندابى هم مىتوان خواند .